|
مدتیست
که زیر نبض آسمان هر غریب آبادی
که پا میگذارم
نه ستاره ای است
و نه شهابی
و نه حتی رد پای فرشته ای...
پیش از تو هیچ اقیانوسی را نمی شناختم که عمود بر زمین بایستد..........
هی رفقا خورشید را ببینید در خانه من غروب کرد می گوید بگذار فردا از خانه تو طلوع کنم هی رفقا من باج می گیرم فردا پنجره ها را نبندم.....
قافيه هاي اين دلم به علقمه كه مي رسد عجيب تنگ مي شود؟
روزي كه خاک وجودم را مي چلاندي گفتي : «...انی جاعل فی الارض خلیفة...» * خدایا ببخش كه بر نام خويش خيانت كردم ...
باران که ببارد
هرگز نخواستم که بگویم تورا چه قدر عاشق شدم؟ چه وقت؟چگونه؟ چرا؟ چه قدر؟! هرگز نخواستم که بگویم نگاه تو از ابتدای ساده این ماجرا چه قدر من را شکست،ساخت،شکست و دوباره ساخت! من را چرا شکست؟ چرا ساخت؟ یا چه قدر...؟ هرگز نخواستم به تو عادت کنم ولی عادت نبود حسی از آن ابتدا چه قدر مانند پیچکی که بپیچد به روح من ریشه دواند و سبز شد و ماند تا ... چه قدر ـ تقدیر را به نفع تو تغییر می دهند اینجا فرشته ها که بدانی خدا چه قدر ـ خوبست با تو،با همه بی وفائیت قلبم گرفته است،نپرس از کجا؟ چه قدر؟! قلبم گرفته است،سرم گیج می رود هرگز نخواستم که بدانی تو را چه قدر... نغمه مستشار نظامی
قصه بیرون راندن آدم از بهشت قصه، سیب و یا گندم نبود. "حوا" از هوی گذشته بود و تمام عشقش را در قالب سیب به "آدم" عرضه داشت. و آدم از تمام بهشت گذشت تا عشق را بپذیرد. و خداوند آنها را به زمین فرستاد تا عشقشان را بیازماید. و وعده داد که هرکس بر سر پیمان خویش بماند بهشت را به او پاداش خواهد داد پاداش خواهد داد.....
ضريحت را با آب ديدگانم غبارروبى مى كنم و با نسيم كبوتران ضريحت را در ديدگانم مجسم مى كنم و بر گنبد طلايى ضريح تو طواف مى گذارم چشم هايم شيدا براى يك لحظه يك ثانيه حضور صميمى ات را در ضريح ترسيم مى كند و من بى قرار مثل يك قطره حباب رنگين ترين رؤيا و مجنون ترين مجنون مى گردم و از خطوط سبز تخيل بر وادى عشق تو گام مى نهم و در سفر به نزد تو يا غريب الغربا! حكايت هاى خسته جانم را بازگو مى كنم و كبوتر ذهنم را از حرم تنگناى خويش بر وادى عشق تو رهسپار مى گردانم
سال هاست نان خشکی ها از محلهی ما نمی گذرند زیرا از نانِ خالی این همه سفره چیزی برای پرندگان حتی باقی نمی ماند
..............
در زد کسی انگار که مهمان داریم در سفره گرسنگی فراوان داریم امروز پدر ابر زیادی آورد مانند همیشه شام باران داریم
دنیا شبیه توست مثل دلبری هات حتی خدا دل می دهد بر دلبری هات
بنویس که عشق آخرم باران است |
About![]()
گمگشته دیار محبت کجا رود Archivesهفته سوم آبان 1388هفته دوم آبان 1388 هفته اوّل آبان 1388 هفته چهارم مهر 1388 هفته سوم مهر 1388 هفته دوم مهر 1388 هفته اوّل مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته سوم شهریور 1388 هفته دوم شهریور 1388 هفته اوّل شهریور 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته دوم مرداد 1388 هفته اوّل تیر 1388 هفته سوم خرداد 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته اوّل خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته دوم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 Links
اس ام اس های عاشقانه |